...با من تا سر کوچه اومد.آهسته آهسته راه می رفتیم.هیچ حرفی رد و بدل نشد.قبلا گفته بود دوسم داره اما من هواسم پیشش نبود.جمعه عصر که نامه منو بهش دادن دیگه مطمئن شد که عاشقش شدم.
توش نوشته بودم : " وقتی دعای ندبه می خونم دلم تو رو می خواد ... " اشکام و از پشت کاغذ خیس نامه ام دید و نوشت : " خیلی وقته که منتظرتم.دوشنبه صبح امام رضا میخواد ببیندت.ببوسش.منم دعا کن. .زیارت قبول. دوست دارت مهدی "